نشانه‏هاى تقرّب به خداوند و اهل بیت اطهار علیهم السلام، به کار افتادن چشم و گوش باطنى و بدست آوردن قدرت‏هاى روحى و معنوى است؛ زیرا آن گاه که انسان از جهت تقرّب معنوى به خداوند، پیشرفت نمود، مورد محبّت خدا قرار مى‏گیرد و محبوب خدا مى‏شود و آن گاه که انسان محبوب خدا شود، از قدرتهاى معنوى برخوردار مى‏گردد.

امام صادق‏علیه السلام از پیغمبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم نقل فرمودند که خداوند فرموده است:

مَنْ أَهانِ لی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحارِبَتی، وَما تَقَرَّبَ إِلَیَّ عَبْدٌ بِشَی‏ءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ، وَإِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى اُحِبَّهُ فَإِذا أَحْبَبْتُهُ، کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذی یَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الَّذی یَبْصُرُ بِهِ وَلِسانَهُ الَّذی یَنْطِقُ بِهِ وَیَدَهُ الَّتی یَبْطُشُ بِها، إِنْ دَعانی أَجَبْتُهُ وَإِنْ سَأَلَنی أَعْطَیْتُهُ.(1)

هر کس به یکى از اولیاء من توهین کند، براى جنگیدن با من در کمین نشسته است، و هیچ بنده‏اى مقرّب به من نمى‏شود، بوسیله چیزى که محبوبتر باشد از واجباتى که بر او واجب نموده‏ام. و او بوسیله نافله بسوى من مقرّب مى‏شود تا محبوب من مى‏گردد و آن گاه که او را دوست بدارم، گوش او مى‏شوم که بوسیله آن مى‏شنود و چشم او مى‏شوم که بوسیله آن مى‏بیند و زبان او مى‏شوم که با آن نطق مى‏کند و دست او مى‏شوم که با آن اِعمال قدرت مى‏کند، اگر مرا بخواند او را جواب مى‏دهم و اگر از من چیزى درخواست کند، به او عطا مى‏کنم.

همه این امورى که در این حدیث آمده است، بر اثر تقرّب به خدا ایجاد مى‏شود. بنابراین شنیدن اصوات آسمانى، دیدن چهره‏هاى ملکوتى، پى بردن به رازها و حکمتهاى الهى، انجام امور مشکل با دست قدرت حق و استجابت دعا، از عنایاتى است که سرانجام، شامل حال مقرّبین درگاه خداوند و اهل بیت اطهارعلیهم السلام و افرادى که مورد محبّت خدا و اهل بیت‏علیهم السلام قرار گرفته‏اند، مى‏شود.

با دوستى و محبّتى که نسبت به اهل بیت‏علیهم السلام در دل خود جاى مى‏دهیم، محبّت و دوستى خود را نیز در قلب آن بزرگواران قرار مى‏دهیم؛ زیرا آنان که محبّ و شیفته خاندان وحى هستند، محبوب آن بزرگواران نیز هستند

دوستى اهل بیت‏علیهم السلام با دوستان خود

حبیش بن معتمر مى‏گوید: خدمت حضرت امیرالمؤمنین ‏علیه السلام وارد شدم و عرض کردم:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ، کَیْفَ أَمْسَیْتَ؟ قالَ: أَمْسَیْتُ مُحِبّاً لِمُحِبّینا وَ مُبْغِضاً لِمُبْغِضینا...(2)؛ سلام بر شما اى امیر مؤمنان و رحمت خدا و برکات او بر شما باد، شب را چگونه صبح نمودید؟

حضرت فرمودند: شب را به پایان رساندم در حالى که دوستدارِ دوستانمان و دشمنِ دشمنانمان بودم.

آن گاه که محبّت انسان، در قلب اهل بیت‏ علیهم السلام قرار گیرد، محبوب خداوند نیز مى‏شود و محبّت خداوند در قلب او جاى مى‏گیرد و هر گاه محبّت خداوند در او به حدّى شدید شود که محبّت مخلوق جایگزین محبّت خداوند نشود، دیدگان باطنى او باز مى‏شود و با اولیاءاللَّه آشنا مى‏شود.

حضرت ‏امیرالمؤمنین‏ علیه السلام مى‏فرمایند: درشب معراج خداوند به ‏پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلم فرمود:

مَنْ عَمِلَ بِرِضایَ اُلْزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اُعَرِّفُهُ شُکْراً لایُخالِطُهُ الْجَهْلُ، وَذِکْراً لایُخالِطُهُ النِّسْیانُ، وَمَحَبَّةً لایُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتی مَحَبَّةَ الْمَخْلُوقینَ، فَإِذا أَحَبَّنی أَحْبَبْتُهُ، وَأَفْتَحُ عَیْنَ قَلْبِهِ إِلى جَلالی وَلااُخفی عَلَیْهِ خاصَّةَ خَلْقی...(3)

کسى که به رضاى من عمل نماید، او را به داشتن سه خصلت ملزم مى‏نمایم:

1- او را آگاه و آشنا مى‏کنم به داشتن حالت شکر که با ناآگاهى همراه نباشد.

2- و به یادى که فراموشى در آن نباشد.

3- و به دارا بودن محبّت من که دوستى مخلوقین در آن تأثیر نگذارد.

هر کس به یکى از اولیاء من توهین کند،براى جنگیدن با من در کمین نشسته است، و هیچ بنده‏اى مقرّب به من نمى‏شود، بوسیله چیزى که محبوبتر باشد از واجباتى که بر او واجب نموده‏ام. و او بوسیله نافله بسوى من مقرّب مى‏شود تا محبوب من مى‏گردد و آن گاه که او را دوست بدارم، گوش او مى‏شوم که بوسیله آن مى‏شنود و چشم او مى‏شوم که بوسیله آن مى‏بیند و زبان او مى‏شوم که با آن نطق مى‏کند و دست او مى‏شوم که باآن اِعمال قدرت مى‏کند، اگر مرابخواند او را جواب مى‏دهم و اگر از من چیزى درخواست کند، به او عطا مى‏کنم

پس هر گاه که مرا دوست داشته باشد، من نیز او را دوست مى‏دارم و دیده دل او را به سوى جلال خودم مى‏گشایم و خوّاص خلق خود را از او مخفى نمى‏کنم.

بنابراین یکى از نشانه‏هاى محبّت خدا، این است که انسان با اولیاءاللَّه و خوّاص خلق خداوند آشنا مى‏شود و آنان را مى‏بیند.

عدّه‏اى از مردم که جویاى زیارت و دیدن امام عصر ارواحنا فداه - در خواب یا بیدارى - هستند، به خاطر محبّت شدید آنان است. زیرا محبّت، اشتیاق ملاقات با محبوب را در انسان زیاد مى‏کند.

حضرت ابراهیم از مردن کراهت داشت، خداوند به عزرائیل فرمود به حضرت ابراهیم بگو:

هَلْ رَأَیْتَ حَبیباً یُکْرِهُ لِقاءَ حَبیبِهِ؟ إِنَّ الْحَبیبَ یُحِبُّ لِقاءَ حَبیبِهِ.(5)

آیا دیده‏اى دوستى از دیدن دوست خود کراهت داشته باشد؟ براستى که دوست، به ملاقات حبیب خود علاقه دارد.

برخى از آنان که در زمان حضور اهل بیت عصمت‏علیهم السلام‏ زندگى مى‏کردند و از شهر و دیار آن بزرگواران دور بودند، دلهایشان در یاد آنان و عشق دیدارشان پر مى‏زد، همان گونه که اویس شوق دیدار پیغمبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم در قلب و جانش جاى گرفته و پیاپى سیماى تابناک آن حضرت را در صفحه خیال خود ترسیم مى‏نمود.

و در این روزگار که تنها بازمانده معصومین، حضرت بقیةاللَّه الأعظم ارواحنا فداه که سرّ خداوند در جهان هستى مى‏باشند، در پرده استتار به سر مى‏برند شیفتگان آل اللَّه در آرزوى دیدار سیماى آن حضرت مى‏باشند، این امید و آرزو بر اساس همان محبّت و علاقه‏اى است که اینان به آن بزرگوار دارند، زیرا بنا به گفتار خداوند »إِنَّ الْحَبیبَ یُحِبُّ لِقاءَ حَبیبِهِ« هر محبّى دوست دارد، سیماى حبیب خود را ببیند.

گرچه یوسف به کلافى نفروشند به ما

بس همین فخر که ما هم ز خریدارانیم

  

 

پی نوشت ها :

1- بحارالانوار : 155/75، از اصول کافى : 352/2.

2 - بحارالانوار : 53/27، مجالس شیخ مفید : 197.

3 - بحارالانوار : 28/77.

4 - بحارالانوار : 127/6، از امالى صدوق : 118.

5- بحارالانوار : 165/74.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان