اما خود این عالم سنی در همین کتابش از عایشه نقل کرده که شبی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله در حجره من بودند، نیمه شب حضرت را نیافتم.

حجره ی سایر همسرانشان را گشتم آنجا هم نبودند. بعد دیدم با سرو پای برهنه، بام حجره خودم ایستاده اند و دست به آسمان بلند کرده و خداوند را به حق حضرت علی (ع) قسم می دهند و عرضه می دارند:

الهی بحق علی و دعا می کنند. عرض کردم کسی را بهتر از علی نیافتید که خدا را به حق او قسم می دهید؟

فرمود: قسم به آن کسی که جانم به ید قدرت اوست به آسمان نگاه کردم بهتر از علی نبود، به زمین نگاه کردم بهتر از علی نبود، به شرق و غرب نگاه کردم، کسی بهتر از علی نبود، لذا خدا را به حق او قسم دادم.

برگرفته از: عارف کامل

کتاب

روشی مناسب برای نهی از منکر

در نزدیکی منرل ایشان در خیابان امیر کبیر، دکتری بود به نام ایوب که برای دخترانش معلم موسیقی آورده بود و صدای موسیقی بلند بود، به گونه ای که از صدای آن ها، همسایه ها ناراحت بودند.
سنی

برو بگو بزرگترت بیاد

بر پایه این گفتار شجاعانه روزی عدّه‎ای روباه صفت برای دستگیری شیخ عارف به مسجد جامع حمله ور شدند و با بی‎شرمی تمام همچون لشکر یزید چکمه پوشان وارد مسجد شدند که ناگاه آیت حق نهیبی بر آنها زد و همگی آنها پا به فرار گذاشتند و برای دستگیری ایشان در بیرون مسجد
شیعه

حضرت امام به ایشان خیلی علاقه داشت

حضرت امام خمینی (ره) یکی از شاگردانی است که از محضرپرفیض این عالم بزرگ کسب توشه معرفت برگرفته است. امام (ره) درباره چگونگی آشنایی خود با آیت الله شاه آبادی چنین می گوید: