اشاره:

این مجموعه نوشتار که در  4 موضوع اصلی: 1 – خداشناسی، 2 – پیغمبرشناسی، 3 – معادشناسی، 4 - ‏امام شناسی، تقدیم خواهد گشت، هدیه‌ای است از گلستان آثار فرزانه‌ی قرن، مرد آسمانی و خدایی، ‏علامه طباطبایی، که از کتاب "شیعه در اسلام" دستچین شده است.‏

الف: نظری به جهان هستی و واقعیت، ب: وحدانیّت خداوند، ج: معنای صفات‎ ‎‏ خداوند، د: قضا و قدر، هـ: ‏انسان و اختیار

بخش اول: خداشناسی

معنای صفات‏‎ خداوند 

صفات بر دو قسمند‎:‎‏”صفات کمال و صفات نقص‎ ‎‏“، صفات کمال چنانکه پیشتر اشاره شد معانی اثباتی ‏هستند که موجب‎ ‎ارزش وجودی بیشتر وآثار وجودی فزونتر برای موصوفات خود می‌باشند؛ چنانکه با ‏مقایسه‎ ‎یک موجود زنده و دانا و توانا با یک موجود دیگر مرده و بی علم و قدرت روشن است، و‏‎ ‎صفات نقص ‏صفاتی هستند برخلاف آن.‏‎

وقتی که در معانی صفات نقص، دقیق شویم خواهیم‏‎ ‎دید که به حسب معنا منفی بوده از فقدان کمال و ‏نداشتن یک نوع ارزش وجودی حکایت می‌کند؛ مانند جهل و عجز و زشتی و ناتندرستی و نظایر اینها. بنابر ‏آنچه گذشت، نفی‎ ‎صفات نقص، معنای صفات کامل می‌دهد؛ مانند نفی نادانی که معنای دانایی و نفی‎ ‎ناتوانی که معنای توانایی می‌دهد‎.

و از اینجاست که قرآن کریم هر صفت. کمالی را‏‎ ‎مستقیما برای خدای متعال اثبات می‌کند و هر صفت نقص ‏را نیز نفی کرده، منفی آن را‏‎ ‎برای وی اثبات می‌نماید؛ چنانکه می‌فرماید‎:

وهُواْلعَلیمُ‎ ‎الْقَدیرُ وَهُوَالْحَی وَلا تَأخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ وَاعْلَمُوا‎ ‎اَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ‏‎

نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت‏‎ ‎این است که خدای متعال واقعیتی است مطلق که هیچگونه حد و ‏نهایت ندارد و از این روی‎ ‎‏(1) هر صفت کمالی هم که در موردش ‍ اثبات می‌شود،‎ ‎معنای محدودیت را ‏نخواهد داشت. وی مادی و جسمانی و محدود به مکان و زمان نیست و از‏‎ ‎هر صفت حالی که حادث باشد ‏منزه است و هر صفتی که حقیقتا برای وی اثبات می‌شود از‎ ‎معنای محدودیت تعریه و تخلیه شده است؛ ‏چنانکه می‌فرماید‎:

لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ‎ ‎‏(2)‏‎

خدای متعال واقعیتی است مطلق که هیچگونه حد و ‏نهایت ندارد و از این روی‎ هر صفت کمالی هم که در موردش ‍ اثبات می‌شود،‎ ‎معنای محدودیت را ‏نخواهد داشت
  • صفات‎ ‎فعل‎ 

صفات (علاوه بر آنچه‎ ‎گذشت ) با انقسام دیگری منقسم می‌شوند به صفات ذات و صفات فعل. توضیح ‏اینکه: صفت‏‎ ‎گاهی با خود موصوف قائم است مانند حیات و علم و قدرت که با شخص انسان زنده و دانا و‏‎ ‎توانا قائم هستند و ما می‌توانیم انسان را به تنهایی با آنها متصف فرض کنیم اگر چه‏‎ ‎غیر از وی چیز دیگر ‏فرض نکنیم و گاهی تنها با موصوف قائم نیست و موصوف برای اینکه‏‎ ‎با آن صفت متصف شود، نیازمند تحقق ‏چیز دیگری است مانند نویسندگی و سخنگویی و‏‎ ‎خواستاری ونظایر آنها؛ زیرا انسان وقتی می‌تواند ‏نویسنده باشد که دوات و قلم و کاغذ‎ ‎مثلاً فرض شود و وقتی سخنگو می‌شود که شنونده ای فرض شود و ‏وقتی خواستار می‌شود که‎ ‎خواستنی وجود داشته باشد و تنها فرض انسان در تحقق این صفات، کافی ‏نیست.‏‎

از‎ ‎اینجا روشن می‌شود که صفات حقیقی خدای متعال (چنانکه گذشت عین ذاتند) تنها از قسم‎ ‎اول ‏می‌باشند و اما قسم دوم که در تحقق آنها پای غیر در میان است و هر چه غیر اوست‏‎ ‎آفریده او و در ‏پیدایش پس از اوست، صفتی را که با پیدایش خود به وجود می‌آورد نمی‌شود صفت ذات و عین ذات خدای ‏متعال گرفت.‏‎

صفاتی که برای خدای متعال بعد از تحقق‏‎ ‎آفرینش، ثابت می‌شود مانند آفریدگار، کردگار، پروردگار، زنده ‏کننده، میراننده،‎ ‎روزی دهنده ونظایر آنها عین ذات نیستند بلکه زاید بر ذاتند و صفت فعلند‏‎.

مراد از‎ ‎‏“صفت فعل‎ “ ‎این است که پس از تحقق فعل،‎ ‎معنای صفت از فعل گرفته شود نه از ذات، مانند ‏آفریدگار که پس از تحقق آفرینش از‎ ‎آفریده‌ها آفریدگار بودن خدای متعال مأخوذ و مفهوم می‌شود و با خود ‏آفریده‌ها قائم‎ ‎است نه با ذات مقدس خدای متعال تا ذات با پیدایش صفت از حالی به حالی تغییر‏‎ ‎کند‎.

شیعه دو صفت اراده و کلام را به معنایی که از لفظ آنها فهمیده می‌شود‎ ] ‎"اراده" به معنای خواستن،‎ ‎‏“کلام‎ “ ‎یعنی‎ ‎کشف لفظی از معنا] صفت فعل می‌دانند(3) و معظم اهل سنت آنها را به معنای علم گرفته و صفت ‏ذات می‌شمارند‎.


‏1- امام ششم مى فرماید‎:‎خداوند تبارک و تعالى با زمان و مکان و حرکت و انتقال و سکون متصف‎ ‎نمى شود بلکه ‏او آفریننده زمان و مکان و حرکت و سکون است‎ ‎،‎ (‎بحار، ج 2، ص 96‏‎

‏2- سوره شورى ، آیه 11‏‎.

‏3- امام ششم مى فرماید‎:‎خدا پیوسته در ذات خود‎ ‎عالم‎  ‎بود در حالى که معلومى نبود و‎ ‎قادر‎ ‎بود در حالى که ‏مقدورى نبود‎ ‎راوى گوید گفتم : و‎ ‎متکلم‎  ‎بود؟ فرمود‎:‎کلام ، حادث است ، خدا بود و‎ ‎متکلم‎ ‎نبود پس از آن ‏کلام را احداث و‏‎ ‎ایجاد کرد‎، بحار، ج 2، ص 147‏

و امام هشتم (ع ) مى‎ ‎فرماید‎:‎اراده از مردم ضمیر است و پس از آن فعل پیدا مى شود و‎ ‎از خدا احداث و ایجاد ‏اوست و بس ؛ زیرا خدا مانند ما تروى و و هم (قصد) و تفکر‎ ‎ندارد‎، بحار، چاپ کمپانى ، ج 2، ص 144‏‎

ر.ک: شیعه در اسلام؛ علامه طباطبایی

معنای صفات خداوند

نظری به جهان هستی و واقعیت

آیا می‌توان گفت این جهان پهناور هستی که سرتاسر اجزای آن جدا‎ ‎جدا و در حال وحدت و اتصال با ‏استحکام و اتفاق حیرت انگیز خود از یک علم و قدرت‎ ‎نامتناهی حکایت می‌کند، آفریدگاری نداشته و بی ‏جهت و بی سبب به وجود آمده است؟‎
معنای صفات خداوند

یکی بود یکی نبود (وحدانیت خدا)

امام علی: اینکه گفته می‌شود ‏خدا یکی است، چهار قسم است، دو معنا از آن‏‎ ‎چهار معنا درست نیست و دو معنا ‏درست است، اما آن دو معنا که درست نیست یکی این است‏‎ ‎که کسی گوید خدا یکی ‏است و عدد را در نظر گیرد، این درست نیست؛ زیرا‏‎ ‎آنکه دوم ندارد داخل ‏عدد ..
معنای صفات خداوند

تفکر مذهبی 2 (تحلیل اولین راه- قرآن)

در نوشتار اول معناى تفکر مذهبى ، مأخذ اساسى تفکر مذهبى در اسلام ، راههایى که قرآن براى تفکر مذهبى نشان مى دهد ، و تفاوت راه‌های سه‌گانه نام برده شده مطرح شد. حال نوبت آن است که به تحلیل راه اول در تفکر مذهبى بپردازیم: