داستان خلقت انسان و آنچه که پروردگار عالم در همان ابتدا درباره انسان و چیزی که درباره او می داند داستان هر روزه ی زندگی است! به راستی خداوند چه چیزی درباره ی خلقت انسان می دانست که فرشتگان از آن بی اطلاع بودند و بر اساس آن خلقت انسان را مساوی را با خلق موجودی مفسد و خونریز می دانستند؟!

 

آگاهمان نما خدا!

قبل از خلقت آدم، خداوند متعال به ملائکه اعلام کرده بود که: إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً...؛ من در زمین جانشینی از خودم خواهم گماشت...» (بقره/ 30) اگر چه خدای متعال اسمی از آن خلیفه ی زمینی خود نبرده بود و ملائکه نیز آگاهی از خصوصیات او نداشتند، ولی همین قدر که اجمالاً پی بردند آن خلیفه از زمین است و نژاد خاکی دارد و موجود خاکی هم مختلط از شهوت و غصب می باشد، از اینجا پی بردند که این مخلوق جدید موجودی مفسد و خونریز خواهد شد. از این رو خواستند از راز این کار آگاه شوند و گفتند: أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ... ،خدایا آیا می خواهی در زمین موجودی مفسد و خونریز بیافرینی؟!» (بقره/30) و به صورت حتمی یا این سوال به خدای متعال عرض کردند که خدایا چه فایده که در زمین موجودی مفسد و خونریز بیافرینی؟ خداوند متعال در پاسخ فرشتگان فرمودند: «انّی أعلم ما لا تعلمون؛ من چیزی می دانم که شما نمی دانید.» (بقره/30)

به راستی خدای متعال در این انسان چه چیزی می دید و درباره ی او چه چیزی می دانست که هدف از خلقت انسان را اراده کرده بود؟!واقع مطلب آن است که از صلب همین موجود خاکی انواری درخشید که به تمام عوالم امکان از آسمانیان و زمینیان ارزش بخشید.آیا انصافاً این قابل قبول است که خداوند حکیم این دستگاه با عظمت تشکیل یافته از زمین با نعمت های فراوانش و آسمان و خورشید و ستارگان و ... این همه را برای این ساخته و پرداخته است که مشتی موجود دو پا به نام انسان،