شاید به خاطر همین نسبت بسیار نزدیک است که در قرآن، گاهی به جای کلمه ی باران از واژه ی «رحمت» استفاده شده است: «فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ‏ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» (1) (به آثار رحمت خداوند بنگرید که چگونه زمینی را که مرده است، زنده و احیا می کند.)

جالب است همین جا اشاره کنیم که با هر قطره ی باران که به زمین می آید، فرشته ای فرود می آید. (2) شاید به همین خاطر است که نزول باران را با نزول رحمت خداوند یکی می دانند.

یکی از واژه های دیگر که با باران قرین می شود، «برکت» است. تا جایی که در مثال امام باقر (علیه السلام) درباره ی خیربخشی و ثمر دهی انسانها، از شباهت آنها به باران یاد شده است: «همانا خداى عز و جل را بندگانى است میمون و با برکت و گشاده خوى اینان روزگار خود را بسر برند و مردم نیز در سایه آنها (بخوشى و نعمت) زندگى خود را بسر برند، اینها در میان بندگان خدا همانند باران‏ هستند...» (3)

امام می فرمایند: «... امام‏ ابرى باران ‏زا و بارانى پیوسته و یک ریز [است]...»

همه ی این قضایای رحمت و برکت و نرمی و طراوت باران را که کنار هم بگذاریم، تازه می فهمیم که چرا امام را، همچون باران می دانند. امام رضا (علیه السلام)، در حدیث خود در توصیف امام می فرمایند: «... امام‏ ابرى باران ‏زا و بارانى پیوسته و یک ریز [است]...» (4)

نکته ی آخر: راستش را می گوییم: تشنه نیستیم... امّا مگر باران، به انتظار تشنگی می نشیند...؟!

 

پی نوشت:

1. روم: 50

2. الصحیفة السجادیة / ترجمه و شرح فیض الإسلام ؛ ص55؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3، تولید موسسه نور

3. الروضة من الکافی / ترجمه رسولى محلاتى ؛ ج‏2 ؛ ص57؛ با استفاده از همان نرم افزار.

4. تحف العقول / ترجمه حسن زاده ؛ ص799؛ با استفاده از همان نرم افزار.

بخش مهدویت تبیان