پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) هر چند به ظاهر در رسالت، آخرین رسول است، ولی در حقیقت به سبب مظهریت مطلق از خداوند و اول مظهر بودن، اول رسول نیز بوده است و همه پیامبران، در حقیقت رسول رسول الله(صلی الله علیه و آله) بودند. از این رو همگان به اسلام دعوت می‌کردند و تصدیق گر ایشان و بشارت گوی آن حضرت بودند؛ به هرحال، مقامات پیامبر(صلی الله علیه و آله) بسیار رفیع و بلند است؛ حال به پاره ای از این مقامات دنیوی و اخروی حضرت اشاره می نماییم

 

تسلیم

آن حضرت از چنان مرتبه ای از تسلیم محض برخوردار بوده است که خداوند خود، او را به این مقام می‌ستاید. «لَا شریکَ لَهُ وَ بِذَلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ المُسْلِمِینَ» شریکى براى او نیست و به آن (روح تسلیم و خلوص و عبودیّت) مأمور شده‏ام و من نخستین مسلمان و تسلیم پرودرگارم.(1)

 

رسالت و نبوت

مقام رسالت و نبوت از دیگر مقامات حقیقت محمدی است. «کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِّنکُمْ یَتْلُواْ عَلَیْکُمْ ءَایَاتِنَا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَ الحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ» همانگونه (که براى هدایت شما) رسولى در میان شما از نوع خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را تزکیه کند و کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه نمى‏توانستید بدانید، به شما یاد دهد.(2)

 

رضا

مقام رضا از دیگر مقامات آن حضرت است. این مقام در گرو صبر، تسبیح و تحمید مدام پروردگاری است که در آیه 130 سوره طه برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) اثبات شده است. «فَاصْبر عَلىَ‏ مَا یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ ءَانَاى الَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرَافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضىَ» پس بر آنچه مى‏گویند، شکیبا باش و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن با ستایش پروردگارت (او را) تسبیح کن و (همچنین) برخى از اوقات شب و اطراف روز را تسبیح بگوى، باشد که خشنود شوى.

ولایت و امامت بر خلاف خلافت، اختصاص به دنیا ندارد و با برپایی قیامت، ولایت و امامت پایان نمی پذیرد، هرچند امر خلافت الهی مختص به دنیاست. این ولایت از آن حقیقت محمدی(صلی الله علیه و آله) است و لذا خداوند آن را برای دیگر معصومان(علیهم السلام) نیز اثبات کرده

شفاعت

مقام شفاعت از دیگر مقامات رسول الله (صلی الله علیه و آله) است که در این آیه شریفه خداوند به آن اشاره کرده و می‌فرماید که این مقام از طریق تهجد و نافله شب برای مردمان دیگر قابل دسترسی است. «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله‏اى باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند. (3) با این تفاوت که شفاعت پیامبر(صلی الله علیه و آله) شفاعت مطلقی است که برتر و گسترده تر از آن نمی توان تصور کرد. (4)

 

عصمت مطلق

مقام عصمت مطلق نیز از دیگر مقامات پیامبر(صلی الله علیه و آله) است که در آیاتی از جمله آیه 143 سوره بقره بیان شده است؛ «وَ کَذلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاءَ عَلىَ النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا . . .» و بدین‏سان ما شما را امّتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد.

همچنین خداوند در آیه 32 سوره آل عمران و آیات دیگر بر وجوب مطلق اطاعت از آن حضرت تاکید کرده و اطاعت از وی را اطاعت خویش بر می‌شمارد. «قُلْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْکَافِرِین» بگو: خدا و رسول را اطاعت کنید. پس اگر سرپیچى کردند، (بدانید که) همانا خداوند کافران را دوست نمى‏دارد.

عصمت

این بدان معناست که ایشان از عصمت مطلق و کامل برخوردار است؛ چرا که اگر این چنین نبود می‌بایست اطاعت را مقید می‌کرد؛ درحالی که اطاعت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را همانند اطاعت خویش، مطلق و بدون هیچ گونه قید و شرطی آورده است، این نحوه بیان خود به خود دلالت بر این معنا دارد که عصمت ایشان مطلق و کامل است و ایشان از هرگونه خطا و اشتباه و سهو و مانند آن در امان است، وگرنه چنین فرمانی جایز نیست.(6)

 

قضاوت

از مقامات دنیوی و اخروی آن حضرت قضاوت و داوری است که به دو شکل داوری در موضوعات دنیوی  و قضاوت و داوری در آخرت به شکل قسیم النار و الجنة برای آن حضرت اثبات شده است. خداوند در سوره اعراف به صراحت می‌فرماید که آن حضرت و انوار معصومان(علیهم السلام) در قیامت بر اعراف قرار می گیرند و به داوری و قضاوت می‌پردازند و بهشت و دوزخ انس و جن را مشخص می‌کنند. «وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ» و میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان) حجابى است و بر اعراف، (بلندى میان دوزخ و بهشت) مردانى هستند (از اولیاى خدا) که همه (اهل بهشت و جهنّم) را از سیمایشان مى‏شناسند و بهشتیان را که هنوز به بهشت وارد نشده ‏اند، ولى امیدوارند، ندا مى ‏دهند که سلام بر شما باد.(7)

 

ولایت

از دیگر مقامات دنیوی و اخروی پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌توان به ولایت اشاره کرد. ولایت و امامت بر خلاف خلافت، اختصاص به دنیا ندارد و با برپایی قیامت، ولایت و امامت پایان نمی پذیرد، هرچند امر خلافت الهی مختص به دنیاست.

این ولایت از آن حقیقت محمدی(صلی الله علیه و آله) است و لذا خداوند آن را برای دیگر معصومان(علیهم السلام) نیز اثبات کرده و می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُۆْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ»؛ ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند: همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.(8)

شهادتی که از سوی خداوند در روز قیامت اقامه می‌شود می‌بایست به گونه ای باشد که هیچ مناقشه ای در آن نباشد و این خود، گواهی بر عصمت الهی آن حضرت دارد که هیچ گونه دروغ و اشتباه، سهو، گزاف و خطایی در آن راه نخواهد یافت

عبودیت

خداوند بارها حقیقت محمدی را به عبده و عبدنا و مانند آن می‌ستاید. «سُبْحَانَ الَّذِى أَسْرَى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلىَ الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی . . .»پاک و منزّه است آن (خدایى) که بنده ‏اش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصى‏ که اطرافش را برکت داده ‏ایم شبانه بُرد.(9)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مظهریت، به تمام و کامل است و چون حقیقت محمدی با نفس و باطن خود می‌باشد، بر این اساس می‌توان حکم مشابهی برای باطن وی یعنی انوار معصومان نیز کرد و گفت که آنان نیز در مقام مظهریت مطلق هستند.

بی گمان بیان این مطلب درباره حقیقت محمدی از آن روست تا با تدبر در این آیات و روایات ضمن شناخت حقیقت هستی، زمینه تاثرپذیری و عاطفی و احساسی پدید آید و با ایجاد محبت نسبت به این حقیقت، ایمان و باور و عقیده در دل، زنده و باور شود و اجازه دهد تا ایمان ما را به اطاعت محض و ولایت مطلق ایشان رهنمون گرداند؛ چرا که ایمان چیزی جز حب نیست و اگر کسی به این محبت نرسد هرگز مفهوم اطاعت و ولایت و مانند آن را درک نخواهد کرد و درمسیر شدن های کمالی درست قرار نخواهد گرفت و به سرمقصد منزل به جذبه عشق محمدی گام برنخواهد داشت.

از این رو خداوند به مومنان فرمان می‌دهد که اگر می‌خواهند محبوب خداوند شوند از محبت و اطاعت حقیقت محمدی اشباع شوند: «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونىِ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ . . .» بگو اگر خدارا دوست دارید از من پیروی کنید تا محبوب خداوند شوید.(10)

باشد با این شناخت به سوی حقیقت محمدی و علوی رفته و اطاعت و ولایت عاشقانه و محبانه خویش را ابراز و اظهار نماییم و خدایی شویم. اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.

 

پی نوشت ها:

1-       انعام، آیه 163.

2-       بقره، آیه 151.

3-       اسراء، آیه 79.

4-       تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 112، حدیث 204.

5-       المیزان، ج 21، ص 323.

6-       همان، ج 5، ص 983.

7-       اعراف، آیه 46.

8-       مائده، آیه 55.

9-       اسراء، آیه 1.

10-   آل عمران، آیه31.

فرآوری: فاطمه سرفرازی       

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان