به نقل از آکاایران: پـیامبران الهى ، ویژگى ها و برترى هایى بر دیگر انسان ها دارند که در این جا به برخى از آن ها اشاره مى شود.

خصوصیات پیامبران

وحى

همه انسان ها از ادراک حسى و عقلى برخوردارند و آگاهى خود را درباره حقایق جهان هستى ، از این دو راه بـه دسـت مـى آورنـد، امـّا پـیامبران افزون بر برخوردارى از این دو نیروى ادراکى ، به نـیرویى دیگر به نام وحى نیز مجهزند که هیچ گونه خطا و اشتباهى در آن راه ندارد. علم آنان از مبداء هستىِ محیط بر تمام کاینات افاضه مى گردد، به گونه اى که پیامبر درس نخوانده ، بـا نـزول وحىى ، از والاتـریـن مـعـارف و قـوانـیـن بـراى رشـد و تکامل و اداره جامعه بشرى آگاه مى شود. تفاوت پیامبران با نوابغ در همین جا است . نوابغ ، از نـیـروى ادراکى حسى و عقلى بسیارى برخوردارند و مى توانند مجهولاتى از جهان هستى را کشف کـنـند و ناشناخته هایى را بازشناسند. پس ، نبوغ نوابغ ، مربوط به نیروى تفکر و اندیشه بـشـرى اسـت ، ولى ویـژگـى پـیـامـبـران در نـیـرویـى دیـگـر بـه نـام وحىى و اتصال به مبداء هستى است . از این رو، مقایسه این دو گروه با یکدیگر نادرست است .

عصمت

از دیـگـر ویـژگـى هـاى پـیـامـبران ، عصمت است . این ویژگى ، شایستگى اعتماد را به تمام و کـمـال بـدانـان مى بخشد؛ زیرا عصمت به معناى دورى از هرگونه گناه عمدى و سهوى و اشتباه اسـت . البـتـه ، آنـان انـسـان هـایـى مـخـتـار و در انـتـخاب کار خوب یا بد، آزادند، ولى در همان حـال بـه هـیـچ گـناهى آلوده نیستند. پیامبران کسانى هستند که به اوج بندگى رسیده و خداوند آنـان را بـرگـزیـده و از آغـاز آفـریـنـش انـسان ، که شیطان در پى گمراه کردن فرزندان آدم برآمد، از گمراهى او به دور بوده اند:

((قالَ فَبِعِزَّتِکَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینََ اِلاّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصینَ))  (ص (38)، آیات 82 ـ 83)

شیطان گفت : قسم به عزت تو، بى گمان همه بندگانت را گمراه مى کنم جز بندگان مخلَصِ تو.

مـحـال اسـت پیامبرى از سوى خدا برگزیده شود و در پیامش چیزى یافت شود که بوى شرک و خـرافـه دهـد و یـا بـه کـمـک سـتـمـگـرى بـشـتـابـد و بـى عـدالتـى را تـاءیـیـد کـند. توحید و عـدل از اصـول دعـوت هـمـه پـیـامـبـران اسـت

آنـان چـنانند که حتى ابلیس ، خود مى داند که نمى تواند آنان را بفریبد. عصمت پیامبران ، به بینش و درجه یقین و ایمانشان مربوط است ؛ زیرا کسى که گناه مى کند، زشتى آن را به خوبى درنـمـى یـابـد و یـا مـغـلوب هـواهـاى نـفـسانى مى شود. اگر درجه ایمان و بینش کسى به حدّى برسد که خود را هنگام گناه کردن چون کسى ببیند که مى خواهد خود را از کوه پرتاب کند و یا زهر کشنده اى را بنوشد، هرگز به سوى گناه نمى رود و چنین حالى را عصمت از گناه مى نامیم . پـس ، عصمتمـت آنـان ، نـاشـى از کـمـال ایـمـان و شـدّت تـقـواسـت کـه عوامل گناه را در وجود آنان از میان مى برد.

رهبرى بى مانند

آکاایران: از ویـژگـى هـاى دیـگـر پـیـامبران ، رهبرى بى مانند و تاریخ ساز آنان است . پیامبران براى بـرپـایـى قـسط و عدالت و هدایت انسان ها به توحید و خداپرستى و مبارزه با طاغوت به پا مـى خـیـزنـد و با بیدار کردن نیروهاى خفته و شکوفا نمودن استعدادها و گسیختن غلّ و زنجیر از دست و پاى مردم ستمدیده ، چنان دگرگونى و تحوّل در جامعه پدید مى آورند که آثار کوشش هـاى آنـان ، بـراى هـمـیـشـه بـر جـاى مـى مـاند؛ چنان که بیشتر قهرمانان حماسه هاى قرآنى را پـیـامبران تشکیل مى دهند و قرآن با بازگو کردن حماسه رهبرى و دعوت پیامبران به توحید و مبارزه با ظلم ، آنان را به عنوان نمونه هایى آرمانى ، به مردم معرفى مى کند و در سوره انعام ، پس از نام بردن از هیجده پیامبر، مى فرماید:

((اُولئِکَ الَّذینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدیهُمُ اقْتَدِهْ)) (انعام (6)، آیه )

آنان کسانى اند که خداوند هدایتشان کرده ، پس به هدایت آنان اقتدا کن .

و بـاید گفت که سامان بخشیدن و به حرکت درآوردن نیروهاى خفته در نهان انسان درجهت رضاى خدا و صلاح بشریّت ، تنها از عهده پیامبران الهى برمى آید.

خلوص و قاطعیت

از دیدگاه اسلام ارزش هر کارى ، در گرو خلوص آن کار براى خداست و هر کارى ، حتى عبادت ، اگر تنها براى به دست آوردن مال دنیا یا شهرت و برترى در جامعه و یا هر انگیزه غیر الهى دیگر انجام گیرد، بى ارزش محسوب مى شود و انجام دهنده آن ، منزلتى نزد خداوند نمى یابد. پیامبران از آن جا که از سوى خدا برانگیخته مى شوند و رسالت الهى بر دوش دارند، در کار خود انگیزه و هدفى جز تحصیل رضاى خداوند ندارند. از این رو، چنان استقامت و پایمردى اى از خـود نـشان مى دهند که در تاریخ بى نظیر است و این جز از گذر خلوص نیّت و پشتوانه الهى صـورت نـمى پذیرد. در تاریخ ، پیامبرى نبوده که مردم را هدایت کند و مشکلات آنان را از میان بـردارد مـگـر این که گفته است : من از شما اجر و مزدى نمى خواهم و این سخنى است که قرآن از پیامبران نقل کرده است :

((وَ ما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِنْ اَجْرِىَ اِلاّ عَلى رَبِّ الْعالَمینَ)) (شعرا (26)، آیه 109)

من در برابر کارم مزدى از شما نمى خواهم . مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست .

قـاطـعـیـت و استوارى پیامبران ، معلول همین خلوص نیّت و الهى بودن هدف است .همین خلوص نیّت است که به موسى و برادرش هارون توانى مى دهد که بتوانند با یک عصاى چوبین به دربار طاغوت قدرتمندى چون فرعون وارد شوند و او را به توحید دعوت کنند.

مبارزه با ظلم

از آن جـا کـه پـیـامـبـران بـا هـدف اصـلاح جـامـعـه و گـسـسـتـن غـل و زنـجـیـر از دسـت و پـاى مـردم مبعوث شده اند، با هرگونه شرک ، خرافه و ظلم مبارزه مى کنند. قرآن کریم در وصف پیامبر اسلام (ص )مى فرماید:

((یـَاءْمـُرُهـُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَالاَْغْلالَ الَّتى کانَتْ عَلَیْهِمْ)) (اعراف (7)، آیه 157 )

[پـیـامـبـرى کـه ] آنـان را بـه نـیکى امر مى کند و از زشتى بازمى دارد و پاکیزه ها را بر آنان حلال و پلیدى ها را بر آنان حرام مى کند و قید و زنجیرشان را برمى دارد.

نبوغ نوابغ ، مربوط به نیروى تفکر و اندیشه بـشـرى اسـت ، ولى ویـژگـى پـیـامـبـران در نـیـرویـى دیـگـر بـه نـام وحىى و اتصال به مبداء هستى است . از این رو، مقایسه این دو گروه با یکدیگر نادرست است

مـحـال اسـت پیامبرى از سوى خدا برگزیده شود و در پیامش چیزى یافت شود که بوى شرک و خـرافـه دهـد و یـا بـه کـمـک سـتـمـگـرى بـشـتـابـد و بـى عـدالتـى را تـاءیـیـد کـند. توحید و عـدل از اصـول دعـوت هـمـه پـیـامـبـران اسـت و اگر کسى مدعى پیامبرى شود و در پیامش ‍ چیزى ناسازگار با توحید و عدل یافت شود، بى گمان او در ادعایش دروغگوست .

جنبه بشرى

پیامبران الهى با همه ویژگى هایى که برشمردیم از جنس بشرند و مانند دیگران مى خورند، مـى آشـامـنـد و... آنـان چـون دیـگـران مـکـلّفـنـد و تـکـالیـفـى کـه بـه مـردم ابـلاغ مـى کـنـنـد، شـامـل خـود آنـان نـیز هست و حتى گاهى تکالیف آنان سخت تر است ؛ مانند شب زنده دارى که بر پیامبر اسلام واجب بود. پیامبران هرگز خود را از تکالیف استثنا نمى کنند. آنان مانند دیگران و بـیـش از آنان از خدا مى ترسند، بیشتر خدا را عبادت مى کنند، نماز مى خوانند، روزه مى گیرند، جهاد مى کنند، زکات مى دهند و براى زندگى خود و دیگران مى کوشند و این همه از آن روست که پیامبران نیز مانند دیگران بشرند:

((وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا یَاءْکُلُونَ الطَّعامَ وَ ما کانُوا خالِدینَ)) (انبیاء (21)، آیه 8)

ما پیامبران را چونان قرار ندادیم که غذا نخورند و آنان داراى عمر جاودانه نبودند.

نتیجه ..

پیامبران دارای ویژگیهایی هستند که تـفـاوت آنها با دیگر مردم ، تنها در ویژگی  وحى است و آن نیز پیامبران را از بشر بودن خارج نمى سازد؛ بلکه آنان را نمونه انسان کامل و الگوى دیگران مى سازد:((قُلْ اِنَّما اءَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى اِلَىَّ)) (کهف (18)، آیه 110) بگو: جز این نیست که من بشرى چون شمایم که بر من وحى مى شود.

 هدف از آفرینش انسانها از آغاز تا انجام، هنگامی قابل تحقق است که راه دیگری ورای حسّ و عقل برای شناختن حقایق زندگی و وظایف فردی و گروهی، وجود داشته باشد و آن، چیزی جز راه وحی نخواهد بود.

میرا ث پیامبران چیست؟

هر حدیثى که موافق «کتاب اللّه» نباشد، از درجه اعتبار ساقط است، و نمى توان به عنوان حدیث پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یا سائر معصومین(علیهم السلام) روى آن تکیه کرد.

منابع:

1 - یکصد درس از زندگانی امام علی علیه السلام ـ پژوهشکده تحقیقات اسلامی

2 - سایت: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

گردآوری: بخش دین و اندیشه آکاایران