اخلاق سیاسى، اطاعت از رهبرى

یکى  از عوامل برقرارى نظم اجتماعى ـ سیاسى، پیوند مردم با رهبر، اطاعت از رهبرى و حضور امام عادل در همه ابعاد زندگى امّت است. امامت عامل اساسى برقرارى نظم، و ریشه‏کن کردن هرگونه هرج و مرج طلبى است. امّت‏هائى که از رهبرى اطاعت کردند به پیروزى رسیدند.

«وَالأِمامَةَ نِظاما لِلأُْمَّة وَالطّاعَةَ تَعْظِیما لِلأِْمامَة؛

و امامت را براى سازمان یافتن امور امّت و فرمانبردارى از امام را براى بزرگداشت مقام رهبرى واجب کرد.»( نهج البلاغه، حکمت 252/5)

 

ارزش‏هاى اخلاقى

یکى دیگر از عوامل برقرارى نظم اجتماعى، رعایت ارزش‏هاى اخلاقى است که

«فَإِنْ کَانَ لاَبُدَّ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ فَلْیَکُنْ تَعَصُّبُکُمْ لِمَکَارِمِ الْخِصَالِ، وَمَحَامِدِ الاْءَفْعَالِ، وَمَحَاسِنِ الاْءُمُورِ، الَّتِی تَفَاضَلَتْ فِیهَا الُْمجَدَاءُ وَالنُّجَدَاءُ مِنْ بُیُوتَاتِ الْعَرَبِ وَیَعَاسِیِبِ الْقَبَائِلِ؛ بِالاْءَخْلاَقِ الرَّغِیبَةِ ، وَالاْءَحْلاَمِ الْعَظِیمَةِ، وَالاْءَخْطَارِ الْجَلِیلَةِ، وَالاْآثَارِ الَْمحْمُودَةِ. فَتَعَصَّبُوا لِخِلاَلِ الْحَمْدِ مِنَ الْحِفْظِ لِلْجِوَارِ، وَالْوَفَاءِ بِالذِّمَامِ، وَالطَّاعَةِ لِلْبِرِّ، وَالْمَعْصِیَةِ لِلْکِبْرِ، وَالاْءَخْذِ بِالْفَضْلِ، وَالْکَفِّ عَنِ الْبَغْیِ، وَالاْءِعْظَامِ لِلْقَتْلِ، وَالاْءِنْصَافِ لِلْخَلْقِ، وَالْکَظْمِ لِلْغَیْظِ، وَاجْتِنَابِ الْفَسَادِ فِی الاْءَرْضِ؛

پس اگر در تعصّب ورزیدن ناچارید، براى اخلاق پسندیده، افعال نیکو، و کارهاى خوب تعصّب داشته باشید، همان افعال و کردارى که انسان‏هاى با شخصیّت، و شجاعان خاندان عرب، و سران قبائل در آن‏ها از یکدیگر پیشى مى‏گرفتند، یعنى اخلاق پسندیده، بردبارى به هنگام خشم فراوان، و کردار و رفتار زیبا و درست، و خصلت‏هاى نیکو، پس در حمایت کردن از پناهندگان و همسایگان، وفادارى به عهد و پیمان، اطاعت کردن از نیکى‏ها، سرپیچى از تکبّر و خودپسندى‏ها، تلاش در جود و بخشش، خوددارى از ستمکارى، بزرگ شمردن خونریزى، انصاف داشتن با مردم، فرو خوردن خشم، پرهیز از فساد در زمین تعصّب ورزید تا رستگار شوید

زمانى که شورشیان بصره را نکوهش مى‏کند، به مشکل اخلاقى آنان اشاره کرده مى‏فرماید، علل بر هم خوردن نظم اجتماعى، سیاسى شهر شما آن است که اخلاق شما مردم مرده است و ضد ارزش‏ها در شما حاکم گردید.

وقتى گرایش فکرى انسان‏ها اومانیزم (اصالت انسان) و اصالت انتخاب انسان باشد، انواع هواپرستى دامنگیر انسان شده و انسان را به سوى پوچى و هرج و مرج طلبى پیش مى‏برد

«کُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ، وَأَتْبَاعَ الْبَهِیمَةِ؛ رَغَا فَأَجَبْتُمْ، وَعُقِرَ فَهَرَبْتُمْ. أَخْلاَقُکُمْ دِقَاقٌ، وَعَهْدُکُمْ شِقَاقٌ، وَدِینُکُمْ نِفَاقٌ، وَمَاۆُکُمْ زُعَاقٌ، وَالْمُقِیمُ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ، وَالشَّاخِصُ عَنْکُمْ مُتَدَارَکٌ بِرَحْمَةٍ مِنْ رَبِّهِ. کَأَنِّی بِمَسْجِدِکُمْ کَجُۆْجُۆِ سَفِینَةٍ قَدْ بَعَثَ اللّه‏ُ عَلَیْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَمِنْ تَحْتِها، وَغَرِقَ مَنْ فِی ضِمْنِهَا؛

شما سپاه یک زن بودید، و پیروان حیوان «شتر عایشه»، تا شتر صدا مى‏کرد مى‏جنگیدید، و تا دست و پاى آن قطع گردید فرار کردید، اخلاق شما پَست، و پیمان شما از هم گُسسته، دین شما دورویى، و آب آشامیدنى شما شور و ناگوار است، کسى که میان شما زندگى کند به کیفر گناهش گرفتار مى‏شود، و آن کس که از شما دورى گزیند مشمول آمرزش پروردگار مى‏گردد، گویا مسجد شما را مى‏بینم که چون سینه کشتى غرق شده است، که عذاب خدا از بالا و پایین او را احاطه مى‏کند، و سرنشینان آن همه غرق مى‏شوند.»( نهج البلاغه، خطبه 13/1)

حال توجّه به این نکته ضرورى است که هم اکنون آرزوى رهبران شرق و غرب آن است که در تمام جوامع انسانى نظم اجتماعى و سیاسى برقرار کنند، امّا آیا این آرزو تحقّق پذیر است؟

وقتى گرایش فکرى انسان‏ها اومانیزم (اصالت انسان) و اصالت انتخاب انسان باشد، انواع هواپرستى دامنگیر انسان شده و انسان را به سوى پوچى و هرج و مرج طلبى پیش مى‏برد.

پشتوانه نظم اجتماعى و سیاسى در جامعه انسان‏ها، اخلاق و ارزش‏هاى اخلاقى است. مگر مى‏شود بدون درک مسئولیّت‏ها و تعهّدات اخلاقى به نظم اجتماعى اندیشید؟

از دیدگاه قرآن و نهج‏البلاغه تا فرد و جامعه به ارزش‏هاى اخلاقى نیاندیشند و آن را از نظر کاربردى در زندگى روزانه خود بکار نگیرند از نظم اجتماعى وسیاسى نیز خبرى نخواهد بود.  

 

بخش نهج البلاغه تبیان

منبع : tebyan.net