متنی را که در زیر ملاحظه می فرمایید، نامه مرحوم حجت الاسلام و المسلمین استاد علی اصغر کرباسچیان به یکی از شاگردانش است که در عین کوتاهی، پرده از اسرار الهی و معارف دینی بر می دارد که با هم می‏خوانیم:

فرزند عزیزم، سلامٌ علیکم، امیدوارم خوب و خوش باشى.

در قرآن کریم مى‏خوانیم: «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیْراً کَثیراً. خداوند حکمت را به هر که بخواهد مى‏بخشد و به هر کس حکمت داده شد، خیر زیاد به او عنایت شده است.» (بقره-269) اگر بپرسى این حکمت چیست؟ مى‏گویم: واقع ‏بینى است؛ نه خواندن اسفار و شرح اشارات و آشناشدن با اصطلاحات ‏فلسفى. چرا؟ براى آن‏که مى‏بینیم چه بسیار افرادى که این‏ها را خوانده‏اند و تدریس مى‏کنند، ولى به خیر کثیر نرسیده ‏اند؛ یعنى مثلاً علم تدبیر منزل را مى ‏داند و حتّى در این موضوع کتاب نوشته ولى زن و بچّه‏ اش را نتوانسته تربیت کند و در نزد آن‏ ها منفور است و زندگى جهنّمى دارد.

در مقابل، فردى را مى‏بینیم که اصلاً سواد ندارد؛ ولى داراى حکمت است؛ یعنى تدبیر منزل دارد و افرادى را تربیت کرده است که مایه‏ى آبروى او بوده و به حال مردم و اجتماع مفیدند. بنابراین انسان باید واقع ‏بین بوده تمام حرکاتش از روى عقل و متانت باشد.

حکمت هم یعنى واقع ‏بینى. شخص واقع‏ بین، حق را ملاک مى‏داند نه اشخاص را.

لقمان مى‏گوید: «پسر جان! شبِ خودت را روز و روزِ خودت را شب مکن.» این حکمت است و باید عملى شود؛ یعنى اوّل شب بخوابیم و سحرخیز باشیم. همچنین باید در همه‏ى کارها اعتدال داشته باشیم؛ یعنى مثلاً نه آن ‏قدر زیاد درس بخوانیم که فرسوده شویم و نتوانیم در آینده درد مردم را دوا کنیم و نه به درس و تحصیلِ علم بى‏توجّه باشیم که نتوانیم فایده ‏اى به جامعه برسانیم.

در هر صورت، آیه‏ى شریفه، خیر کثیر را خانه و ماشین و ... نمى‏داند بلکه خیر کثیر را حکمت مى‏داند. حکمت هم یعنى واقع ‏بینى. شخص واقع‏ بین، حق را ملاک مى‏داند نه اشخاص را و نمى‏گوید که: چون فلان کس، این حرف را زده، پس درست است! بلکه حق، مایه‏ى تشخیص اوست.

خدا نگه‏دار

(پیشنهاد میکنیم این نامه را هم بخوانید.)


تنظیم : گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی

منبع : tebyan.net