روزی مهمانی بر ابوذر وارد شد، ابوذر به او گفت معذرت می خواهم که من بر اثر گرفتاری نمی توانم شخصا از تو پذیرایی کنم. ولی چند شتر در فلان نقطه دارم، قبول زحمت کن بهترین آنها را بیاورد تا برای تو قربانی کنم میهمان رفت شتر لاغری با خود آورد، ابوذر به او گفت: به من خیانت کردی چرا چنین شتری آوردی؟ او در پاسخ گفت: من فکر کردم روزی به شترهای دیگر نیازمند خواهی شد. ابوذر گفت: روز نیاز من زمانی است که مرا در قبر می گذارند، از طرفی خداوند در قرآن در سوره آل عمران آیه می فرماید: «لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون» هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید.»

منبع : tebyan.net