به نقل از آکاایران: «شفاعت» در لغت، به معناى وساطت و میانجى گرى است. در گفت‏وگوهاى روزمره، به وساطت و میانجى‏گرى شخص مورد اعتماد در نزد بزرگى - به منظور عفو مجرمى یا برآوردن حاجت کسى - شفاعت گفته مى‏شود.

 

شفاعت یعنی چه؟

آکاایران: گویا شخصى که متوسّل به شفیع مى‏شود، نیروى خود را به تنهایى براى رسیدن به مقصود کافى نمى‏بیند؛ بدین جهت نیروى شفیع و میانجى را به آن ضمیمه مى‏کند تا به مقصود خود نایل آید. در اصطلاح «شفاعت، واسطه شدن یک مخلوق، میان خداوند و مخلوق دیگر، در رساندن خیر یا دفع شر - خواه در دنیا و خواه در آخرت - است». دو. جایگاه شفاعت‏ 1. در بینش توحیدى، خداوند مبدأ هستى است و همه موجودات از او، وابسته به او و پرتو فیض الهى‏اند. 2. خداوند، عالم هستى را بر اساس «نظام اسباب و مسببات» بنیان نهاده است و تحقق هر پدیده و پیدایش هر نوع اثرى در این عالم، از طریق سبب و علّت خاصى صورت مى‏گیرد؛ یعنى، اراده حکیمانه او به تحقّق امور، از طریق اسباب معیّن، تعلق گرفته است. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «ابى اللّه ان یجرى الاشیاء الاّ بأسباب، فجعل لکل شى‏ءٍ سبباً»؛ «خداوند ابا دارد از اینکه امور را جز از طریق اسباب فراهم آورد، پس براى هر چیزى سببى قرار داده است»

برداشت غلط از معنای  شفاعت به این گفته می شود که شخص شفیع از موقعیت و شخصیت و نفوذ خود استفاده کرده و نظر صاحب قدرت را بی هیچ حساب و کتابی درباره مجرم و یا گناهکار (زیر دستان خود) تغییر دهد . 

 بطور خلاصه شفاعت طبق این معنی هیچ گونه دگرگونی در روحیات و فکر مجرم یا متهم ایجاد نمی کند و تمام تأثیرها و دگرگونیها مربوط به شخصی است که شفاعت نزد او می شود . این نوع از شفاعت در بحثهای مذهبی مطلقاً معنی ندارد زیرا  خداوند کریم هیچ اشتباهی نمی کند که بتوان نظر او را عوض کرد.

می توان گفت شفاعت بر محور دگرگونی و تغییر موضع " شفاعت شونده " صورت می گیرد ؛ یعنی شفاعت شونده موجباتی را فراهم می کند که از یک وضع نا مطلوب و در خور کیفر بیرون آمده و به وسیله ی ارتباط با شفیع ، خود را در وضع قابل قبولی قرار می دهد که شایسته ی بخشودگی گردد ؛ این چیزی نیست جز "شفاعت صحیح " که شفاعت شونده به اشاره ی خداوند مورد شفاعت قرار می گیرد " وَ لا یَشفَعونَ اِلا لِمَن ارْتَضی... : و جز برای کسی که [خدا] رضایت دهد شفاعت نمی کنند " 1

شفاعت به معنای مذکور از مسلّمات دین مبین اسلام به شمار می‏رود و در این زمینه علاوه بر آیات متعدد قرآنی ، روایات فراوانی از طریق شیعه و سنّی از رسول‏اکرم(ص) نقل گردیده است.

یکى از معارف مربوط به اصل معاد، انگاره «تجسّم اعمال» است. بر اساس آیات و روایات، همان گونه که باطن و حقیقت اعمال، افکار، اوصاف و اخلاق انسان به صورت حقیقتى عینى، در آخرت تجلّى مى‏کند؛ حقیقت روابط معنوى میان انسان‏ها نیز در آخرت به صورت ملکوتى خود، مجسم مى‏شود. وقتى شخصى، سبب هدایت یا گمراهى انسانى باشد، این رابطه رهبرى و دنباله‏روى در روز رستاخیز، مجسّم شده و «رهبر» پیرو خود را به دنبال خویش وارد بهشت یا جهنم مى‏کند. قرآن کریم مى‏فرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»؛ اسراء (17)، آیه 71. «روزى (رستاخیر) که هر گروهى را با رهبر و پیشوایشان فرا مى‏خوانیم» و در مورد فرعون مى‏فرماید:«یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ»؛ هود (11)، آیه 98.«روز قیامت، پیشاپیش پیروانش حرکت مى‏کند؛ پس آنان را وارد دوزخ مى‏کند». مقصود از شفاعت رهبرى، جلوه‏گرى رابطه هدایت میان امام و مأموم (رهبر و پیرو) است. امام همان گونه که در دنیا، واسطه هدایت پیرو خویش است، در آخرت نیز واسطه ورود پیرو خویش به بهشت مى‏شود و او را با خود به آنجا وارد مى‏کند.

شرایط شفاعت شونده

رضایت خدا نسبت به فرد مورد شفاعت : در مسئله شفاعت ، رضایت خداوند نسبت به شفاعت شوندگان نیز شرط است . یعنی چنین نیست که فیض شفاعت بدون استثنا نصیب هر کس شود ، بلکه اسباب و ملاک خاصی دارد که هر کس این ملاک را تحصیل کرده باشد ، مشمول شفاعت شفاعت کنندگان قرار می‏گیرد و در غیر این صورت از این فیض محروم خواهد بود.

همچنین باید میان شفیع و شفاعت شونده رابطه ای بوده و شفاعت شونده زمینه ی شفاعت را در دنیا (با برقراری پیوند میان خود و شفیع ، ایجاد یک نوع سنخیت ـ هر چند ضعیف ـ ) بین خود و او برقرار سازد . اگر زنگارهای سیاهی و گناه آنقدر زیاد باشد که به طور کلی سنخیّت بین دو گروه از بین رفته باشد ، شفاعت هیچ اثری نخواهد داشت (باید آهن باشد تا آهن ربا ، جذب کند ولی اگر زنگار تمام روی آهن را بپوشاند ، آهن‏ربا آن را جذب نخواهد کرد.)

در جمع بندی این مبحث می توان گفت ؛ شفاعت همان واسطه شدن در درگاه الهی است و عواملی که به عنوان "شفیع " مطرح می‏شوند ، هر یک به نوبه ی خود مجرایی از مجاری فیض باری تعالی هستند و کانال‏های جریان لطف و رحمت خداوندی به شمار می‏روند ، یعنی همان گونه که هر یک از فیوضات الهی سبب وکانال خاصی دارد ، فیض شفاعت الهی نیز سبب و کانال خاصی دارد.

گردآوری: بخش دین واندیشه آکاایران